تبليغاتX
انتظار

انتظار

   
لااله الا الله
 
فریاد های قبر
 
اَلْقَبْرُ یُنادِی کُلُّ یَوْمٍ بِخَمْسَ کَلَماتٌ
 
قبر در هر روز پنج جمله را فریاد میزند:
 
  .1   اَنا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلوا اِلیَّ اَنیساً
من خانه تنهاییم پس با خود انیس و مونسی به سوی من آورید) تلاوت قرآن(
 
  .2 اَنا بَیْتُ الْظُّلْمَه فَاحْمِلوا اِلیَّ سِراجاً
من خانه تاریکی هستم پس با خودتان چراغی به سوی من آورید) نافله شب(
 
  .3 اَنا بَیْتُ التُرابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ فِراشاً
من خانه خاکیی هستم پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید) عمل صالح(
 
  .4   اَنا بَیْتُ الْعِقابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ تَرْیاقاً
من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید ) لااله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله(
 
  .5اَنا بَیْتُ الْفَقْرْ فَاحْمِلوا اِلیَّ کَنْزاً
من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید) صدقه(

التماس دعا

 

نويسنده:محمدرضااریان |  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
موضوع: | لينک ثابت |

   

هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت. وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست. روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد… چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند،  زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!! به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد. پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه  بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند،  بنابراین میبینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!!! ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ میدهد خواست خداوند است >>>>>وقتی خداوند در قوه درک و خیال ما نمی گنجد پس تصمیمات خداوند نیز از قدرت درک ما خارج است اما بر اساس قاعده لطف خدا، این تصمیمات همیشه به سود ما است.

 

نويسنده:محمدرضااریان |  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391
موضوع: | لينک ثابت |

   
روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:...
۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم

 

نويسنده:محمدرضااریان |  شنبه دوم اردیبهشت 1391
موضوع: | لينک ثابت |

   
سه پرسش سقراط



    هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد!
 
  در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود. روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟
سقراط پاسخ داد:"لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي."مرد پرسيد:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم.
اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنيده ام.
"سقراط گفت:"بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست.
حالا بيا پرسش دوم را بگويم،
"پرسش خوبي"آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…
"سقراط ادامه داد:"پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"
سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که *نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند* است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

 

نويسنده:محمدرضااریان |  شنبه دوم اردیبهشت 1391
موضوع: | لينک ثابت |

   


شهادت ام ابیها فاطمه زهرا سلام الله علیها

«جای خالی یاس»
سنگ‏ها بر سوگ تو ندبه می‏ خوانند؛ در غروبی که شاخه ‏ات را شکسته بودند امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی، بی‏ حدیث حضور او، خاموش است ...
علی، شبانه یاس می‏کارد ! شبانه ، داغ دلش را به خاک می‏گوید ؛ اگرچه فردا صبح ، از سمت خانه همسایه بوی نان آید . دوباره بغض حسن با حسین می‏گیرد. و جای خالیِ مادر به خانه می‏پیچد
کجاست فاطمه امشب ؟ کجاست بانوی نور؟
فرا رسیدن ١٣ جمادی الاول سالروز شهادت صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و آغاز ایام فاطمیه را به محضر امام عصر حضرت حجة ابن الحسن عسکری علیه آلاف التحیة و السلام و عموم شیعیان جهان بالخصوص شما بزرگوار، تسلیت عرض مینمایم .

 

نويسنده:محمدرضااریان |  شنبه نوزدهم فروردین 1391
موضوع: | لينک ثابت |

   
قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی
 
                                                                                      
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.
 

 

نويسنده:محمدرضااریان |  شنبه نوزدهم فروردین 1391
موضوع: | لينک ثابت |

   

ملت سیلی محکم رازد،حالا نوبت مسولین است

از آخرين ساعات جمعه شب كه به مرور ميزان مشاركت پر شور مردم در انتخابات مجلس نهم دهان به دهان چرخيد و اخبار رسيده از گوشه و كنار كشور نشان از تجلي حماسه‌اي ديگر داشت، اين پيامك‌هاي تبريك بود كه مي‌چرخيد و غروري صد چندان را به تمام علاقه‌مندان به اين نظام و مردم منتقل مي‌كرد.

 يكي از اين پيامك‌هاي غرورآفرين اين بود:

ديدند صلابت تو پابرجا ماند

انگشت تحير به لب دنيا ماند

والله به تاريخ نخواهند نوشت

سيد علي خامنه‌اي تنها ماند

فحواي اين پيامك را اگر در كنار تيتر اصلي بيش‌تر رسانه‌هاي خارجي بگذاريم خواهيم ديد كه مردم آزاده و ولايتمدار اين مرز و بوم، فارغ از اين‌كه چه كساني را انتخاب كردند، به روشني پيام خود را به گوش جهانيان رساندند. تيترهايي چون «مشاركت مردم اقتدار رهبري را نشان داد»، «لبيك مردم ايران به نداي رهبري» و...

بر اين مبنا مي‌توان ادعا كرد كه پيش‌بيني روز چهارشنبه رهبر انقلاب مبني بر اين‌كه «ملت ايران در 12 اسفند سيلي محكمتري به دشمن خواهد زد» دقيقا محقق شد و صاحبان اصلي اين انقلاب و نظام، دشمنان خود را با سيلي محكمتري شوكه كردند، سيلي محكمي كه در پس آن هزاران معنا و فرياد فروخفته نهفته است، فريادهايي به سرخي خون شهداي هسته‌اي و مظلوميت ملتي كه مي‌خواهد آزاد و مستقل باشد و به هيچ مستكبري باج ندهد.

در اين ميان اما واكنش‌هاي ضدانقلاب خارج نشين هم به اين سيلي محكم جالب توجه بود، چه آنها كه به مردم رأي‌دهنده توهين كرده و با انواع و اقسام اهانت‌ها، آنها را مواجب بگير، نفهم و... خواندند و چه آنان كه نتوانستند خود از شوك سنگين حضور برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب بر سر صندوق‌هاي رأي خارج كنند و به فحاشي‌هاي خود قوت بخشيدند، اما چه باك كه سيدالشهداي انقلاب اسلامي ما خطاب به اربابشان گفت: از دست ما عصباني باش و از اين عصبانيت بمير.

از سويي ديگر اما اين حماسه بزرگ خواب‌هاي پريشان زيادي را يك به يك نقش بر آب كرد، خواب‌هايي كه مي‌خواستند به خيال خود حضور كم رونق مردم را پشت كردن به رهبري معنا كنند و مبتني بر آن بر فشارهاي سياسي و اقتصادي خود افزوده و پيكر نحيف و پوشالين ابرقدرتي خود را حداقل براي مدتي از زير فشار افكار عمومي ملت‌هاي آزاده جهان خارج كنند، پيكري كه زمزمه‌هاي متلاشي شدنش بيش از هر زمان ديگري به گوش مي‌رسد.

به هر حال بايد پس از اين حماسه بزرگ و سراسر شور و شعور ملت، چند نكته را خطاب به منتخبين، شكست خورده‌هاي انتخابات و مسئولان كشور يادآور شد، چه، مردم همچون هميشه به بهترين شكل وظيفه خود را انجام داده و نقش تاريخي خود را ايفا كردند.

1) منتخبين شكرانه اعتماد اين ملت شريف را به خود، در درگاه خداوند متعال به جا آورده و از پرتگاه غرور و تكبر دوري كنند و تمام تلاش خويش را براي اعتلاي بيش از پيش اين مرز پرگهر به‌كار بندند.

2) غير منتخبين قواعد بازي را بپذيرند و جوانمردانه با تبريك به رقباي پيروز، فضاي يكدلي و رفاقت را متجلي كنند.

3) و مسئولان نيز با دوري از اختلافات بنيان بركن، با وحدت و همدلي آينده‌اي متعالي را براي اين مردم شريف و پاكباخته رقم بزنند.

 

نويسنده:محمدرضااریان |  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
موضوع: | لينک ثابت |

   
1175086380.jpg
مرا با عشق خود درگیر کردی

به پایم با غمت زنجیر کردی

بدان دنیای بی تو هیچ باشد

دلم را از زمانه سیر کردی

تو با رفتن به پشت ابر ایّام

غروب جمعه را دلگیر کردی

یا اباصالح ادرکنی

 

نويسنده:محمدرضااریان |  جمعه هفتم بهمن 1390
موضوع: | لينک ثابت |

   

ماه ربيع الاول آميخته با خاطره غم انگيزي چون شهادت امام حسن عسکرى(ع) و مطابق روايت معروف، ماه ميلاد مبارک پيامبر گرامى اسلام(ص) و حضرت صادق(ع)، هجرت پيامبر اکرم(ص) از مكه به مدينه، آغاز امامت پربرکت حضرت بقية اللّه(عج) و ماه رخداد واقعه عظيم «ليلة المبيت» است و در مجموع از ماه‌هاى بسيار پربرکت و پرخاطره‌اي است که سزاوار است، همه علاقه‌مندان مکتب اهل بيت(ع) آن را ارج نهند و گرامى بدارند

شب اول ربيع الاول:

اين شب به نام «ليلة المبيت» مزين است، در اين شب يک حادثه مهم تاريخى واقع شده است؛ در سال سيزدهم بعثت، رسول خدا(ص) از مکه به قصد هجرت به سوى مدينه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گرديد و اميرمؤمنان حضرت على(ع) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر آن حضرت خوابيد و مشرکان قريش که خانه رسول خدا(ص) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که ايشان در بستر آرميده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشيرهاى برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بکشند، حضرت على (ع) را ديدند که از آن بستر برخاست، بدين ترتيب، پيامبر گرامي اسلام(ص) در فرصتى مناسب خود را از چنگال مشرکان قريش نجات داد و امام علي(ع) نيز با اين فداکارى، عشق، علاقه و برادرى خود را نسبت به ايشان نشان داد؛ اين در حالى بود که هر زمان ممکن بود کسى را که در آن بستر خوابيده بود به قتل برسانند.

بنابراين آيه شريفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ; (سوره بقره، آيه 207) بعضى از مردمِ (با ايمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حق اميرالمومنين (ع) نازل شد.

سال هجرت رسول خدا (ص) مبدأ تاريخ مسلمانان است و تحولى عظيم در جهان اسلام روى داد.

روز هشتم ربيع الاول:

در روز هشتم اين ماه در سال 206 هجري قمري، شهادت امام حسن عسکرى(ع) طبق روايتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزمان، حجه بن الحسن ـ عجل الله تعالى فرجه الشريف ـ آغاز گرديد.

روز دهم ربيع الاول:

روز ازدواج رسول خدا (ص) با حضرت خديجه کبرى(ع) است به همين مناسبت روزه اين روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.

روز دوازدهم ربيع الاول:

اين روز مطابق نظر مرحوم شيخ کلينى و مسعودى و همچنين مشهور ميان اهل سنت، روز ولادت با سعادت نبى مکرم اسلام حضرت محمد (ص) است.

همچنين در اين روز، رسول خدا (ص) بعد از 12 روز که مسير راه ميان مکه و مدينه را پيمودند وارد مدينه شدند و نيز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 هجري قمري است.

روز چهاردهم ربيع الاول:

در سال 64 هجري قمري در چنين روزى، يزيد بن معاويه به هلاکت رسيد.

وى پس از سه سال و نه ماه خلافت که همراه با جنايات عظيمى بود - که مهمترين آن واقعه کربلا و شهادت حضرت ابى عبداللّه الحسين (ع) و يارانشان است - در سن سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگيش به پايان رسيد; جنازه اش را در دمشق دفن کردند، ولى اکنون اثرى از آن نيست.

شب هفدهم ربيع الاول:

طبق روايات مشهور شيعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبياء رسول معظم اسلام (ص) است و شب بسيار مبارکى است.

همچنين يکسال قبل از هجرت رسول خدا (ص)، در چنين شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.

روز هفدهم ربيع الاول:

همان گونه که گفتيم مشهور ميان علماى اماميه آن است که روز هفدهم ربيع الاول، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمد بن عبداللّه (ص) است و معروف آن است که ولادتشان در مکه معظمه، واقع شده است و زمان ولادت آن حضرت هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سال عام الفيل بوده است. (عام الفيل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فيل سوار بودند به قصد تخريب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند و پيامبر مكرم اسلام در همان سالي به دنيا آمدند كه اين رخداد به وقوع پيوست).

همچنين در چنين روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق (ع) واقع شده است و از اين جهت نيز بر اهميت اين روز افزوده شده است.

اعمال ماه ربيع الاول:

اعمال مشترک اول هر ماه:

دعاى هنگاه رويت هلال، خواندن سوره حمد، نماز اول ماه و روزه گرفتن، اعمال مشترك اول هر ماه قمري هستند كه مي‌توانيد براي مشاهده شرح و كيفيت انجام آنها به نشاني اينترنتي زير مراجعه كنيد:

http://persian.makarem.ir/prayer/?gid=267

روز اول ربيع الاول:

علما گفته اند مستحب است، به شکرانه هجرت موفقيت آميز رسول خدا (ص) اين روز را روزه بگيرند و صدقه و انفاق و احسان كنند و همچنين زيارت آن بزرگوار، در اين روز مناسب است.

مرحوم «سيد بن طاووس»، دعايى را براى اين روز در کتاب اقبال نقل کرده است.

روز دوازدهم ربيع الاول:

در اين روز خواندن دو رکعت نماز مستحب است که در رکعت اول بعد از خواندن سوره حمد، سه مرتبه سوره «قل يا ايها الکافرون»(سوره كافرون) و در رکعت دوم بعد از حمد، سه مرتبه سوره «قل هو الله احد»(سوره توحيد) خوانده مي‌شود.

روز هفدهم ربيع الاول:

همان گونه که قبلا گفته شد اين روز مطابق نظر مشهور علماى اماميه، روز ولادت رسول خدا (ص) و همچنين ميلاد امام صادق (ع) است و روزي است بسيار مبارک كه داراى اعمالى است:

1) غسل؛ به نيت روز هفدهم ربيع الاول.

2) روزه؛ که براى آن فضيلت بسياري نقل شده است، از جمله در رواياتى از ائمه معصومين(عليهم السلام)آمده است: کسى که اين روز را روزه بدارد، خداوند براى او ثواب روزه يکسال را مقرر مى فرمايد.

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مؤمنان و به زيارت مشاهد مشرفه رفتن (اماكن زيارتي).

4) زيارت رسول خدا (ص) از دور و نزديک; در روايتى از آن حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زيارت کند مانند کسى است که به هنگام حياتم به سوى من هجرت کرده باشد، اگر نمى توانيد مرا از نزديک زيارت کنيد، از همان راه دور به سوى من سلام بفرستيد (که به من مى رسد).

5) زيارت امير مؤمنان، حضرت على (ع) نيز در اين روز مستحب است با همان زيارتى که امام صادق (ع) در چنين روزى کنار ضريح شريف آن حضرت (ع) ايشان را زيارت کردند.

متن اين زيارتنامه را مي‌توانيد با مراجعه به نشاني اينترنتي زير مطالعه كنيد:

http://persian.makarem.ir/prayer/?gid=217

6) تکريم، تعظيم و بزرگداشت اين روز بسيار بجا است، مرحوم «سيد بن طاووس»، در كتاب اقبال، در تکريم و تعظيم اين روز به خاطر ولادت شخص اول عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبى اکرم (ص) سفارش بسيار کرده است. بنابراين، سزاوار است مسلمانان با برپايى جشن ها و تشکيل جلسات، هرچه بيشتر با شخصيت نبى مکرم اسلام (ص)، سيره و تاريخ زندگى ايشان آشنا شوند و از آن، براى ساختن جامعه‌اى اسلامى و محمدى بهره کامل گيرند.

منابع:

ـ مفاتيح نوين، آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي و همكاران، نوبت و سال چاپ: بيست و دوم 1389، ناشر:انتشارات امام علي بن ابي طالب(ع).

ـ پايگاه اينترنتي آيت‌الله العظمي ناصر مكارم شيرازي.

 

نويسنده:محمدرضااریان |  سه شنبه چهارم بهمن 1390
موضوع: | لينک ثابت |

   

سالروزوفات حضرت ام البنین تسلیت باد

در 13 جمادى الثانى سال 64 هجرى قمرى حضرت ام البنین(علیها السلام) همسر امیرالمؤمنین(علیه السلام)

و مادر قمر بنى هاشم(علیه السلام) از دنیا رحلت فرمود.

نام مبارک آن حضرت فاطمه، و کنیه شریفش ام البنین است، پدرشان حزام بن خالد، و مادرشان لیلى دختر

شهید بن ابى عامر مى باشد.

از ایشان چهارپسر متولدشد، به نامهاى قمربنى هاشم عباس(علیه السلام)، عبداللّه، جعفروعثمان(علیهم

السلام)، که هر چهار پسر در کربلا شهید شدند.

آن حضرت اگر چه در کربلا نبود ولى از ناله و گریه قرار نداشت و همه روزه به بقیع مى رفت و آنقدر جانسوز

مرثیه مى خواند که مروان، با آن قساوت قلبى که داشت گریه مى کرد. هنگامى که زنها او را ام البنین خطاب

مى کردند و تسلیت مى دادند، مى فرمود: «دیگر مرا ام البنین نخوانید...». این گریه و زارى حضرت ادامه داشت

تا اینکه دار فانى را وداع گفت.

 

نويسنده:محمدرضااریان |  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390
موضوع: | لينک ثابت |